باران شهوت
۱۳۹۲ خرداد ۷, سهشنبه
شرط حضورخدا
شرط حضورخدا تو هستی
رخ مینمایم
شاید نوبت من شود بانو!
چنگ
چنگ روی تنم که میکشی
میفهمم درست مینوازمت
ضربههای آرام
مکیدنهای پر هوس
هوسی خیس
نالههایی کوتاه
آههایی بریده
ارگاسمی وحشی
خیس و داغ و پر هوس و بی نفس
امشب تو نیستی اما
جای زخم چنگت روی تنم
میسوزد…
باور کن
ساز یک نفره
صدای ناله جغد میدهد…
برنده شهوت
به خواستگاریتان می آیم
زنجیر را پاره کنید
هر که قدرتش بیشتر
برنده شهوت من!
2بار ارضا شدم
نترس
کمی دقت کن!
فحش نیست...
برایت آشنا هم نیست
این همان عدد 2ست
توی 5 سال زندگی مشترک
من فقط 2 بار شایدم 3بار اما نیمه
زیر تو ارضا شدم...
همین
مترسک
من حاضرم
مترسک شده ام
تا شما از کلاغهای سیاه در امان باشید!
جای لگدهایش
هنوز جای لگهایش میسوزد...
به جرم خیس نبودن لای پاهایم فقط!
ضربه میزد و رویای دختر همسایه را در سر داشت...
آخر او نمیدانست من که فکرش را میخوانم
چطور خیس شهوتش شوم!!!
۱۳۹۲ خرداد ۳, جمعه
خود ارضایی کنار پنجره
در پس خود ارضایی های نیمه
باز هم کنار پنجره انتظار تو را میکشم...
پستهای جدیدتر
پستهای قدیمیتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
پستها (Atom)